بابا آب داد
باب نان داد
تمام شد
آب ديگر دست بابا نيست
آب در كشور رو به اتمام است
آب گنجي بود نهفته در دل زمين
كه اكنون آن را هم به بهانه هايي بيرون مي كشند
آب ديگر وجود ندارد
مي گويند جنگ بعدي بر سر آب است
آب اساس حلقت بشر است
هرچه به آب زنده است
چند روز قبل براي بازديد درياچه اروميه رفتم
كويري بود در دل كوير
گفتم انا لله و انا اليه رجعون
يعني آب مرد
براي آب فاتحه بخوانيد
مدير همراهم گفت آقاي اصغري خوب بود پاييز ميامديد
كه باران فراوان
چهره درياچه را عوض و ديدني مي كند
گفتم اين همه هزينه براي چه بود
اگر نگاه به آسمان بود
شوخي گفت كه اگر براي درياچه آب نداشت
براي بعضي كه نان داشت
گيلان هم ميتواند زماني كوير شود
اگر قدر آب را ندانيم
اگر قدر جنگل را ندانيم
ديگر بابا آب ندارد
و ديگر بابا نمي تواند نان بدهد
برچسب:
نویسنده: رضا جلالی