افسردگي مي گيرد
كسي كه به پارك كوچخان نگاه مي كند
خوب بخاطر دارم
در اوايل انقلاب بود كه نام اين پارك كوچكخان يافت
چقدر از نام كوچك خان خوشم مي امد
روزي يكي از دوستان روي ديوار كنار پارك شعار :
در اسلام مساله اي بنام خان وجود ندارد
را مي نوشت
يكي از خانزاده ها از محل عبور مي كرد با تعجب به نوشته نگاه كرد و گفت
پسر چه مي نويسي
گفتيم خودت بخوان
خانزاده گفت:
اگر در اسلام خان وجود ندارد پس ميرزاكوچك خان شما كيه ؟
ماگفتيم
ميرزا خان داراي رعيت نبود
ما با خان و خان بازي و رعيت پروري مخالفيم
نگاهي كرد و بدون اينكه چيزي بگويد ازكنار ما رد شد
حالا سالها از اين ماجرا مي گذرد شد تنها پارك شهر كه شايد وسعت آن حدود هزار متر مربع است
با جمعيت حدود 15 هزارنفر شهري
با هزاران نفر بازنشسته
و كودكان بسيار
توسط شهرداري به بهانه بازسازي از بين بردند
و چند سال است به دليل عدم اعتبار بلااستفاده باقي مانده است
كي آباد مي شود
ورونق مجدد خود را باز ميابد
بايد از مسولان شهر خواست
برچسب:
نویسنده: رضا جلالی