اين مصرع از شعر را كه با خنده مي خواندند شنيدم
هركه با من همدم است اون آدم است
طرف ديگر هم با خنده ناسزايي به او گفت و گذشت
گاهي فكر مي كردم واقعا همين طوره يعني همدم بودن مساوي با آدم بودنه
صفات ديگري براي آدم بودن لازم نيست ؟
بزرگتر كه شدم بيشتر بررسي كردم در زندگي مردم و رفتار بعض مديران در جامعه واقعا دارم به آن شعر مي رسم
يعني راست گفته شاعر
همدم بودن مساوي شده با آدم بودن
البته حتما معني همدم بودن را ميدانيد
هرچه او گفت ديگري هم بگويد
و هرچه او كرد ديگري هم تاييد كند
به صلاح و فساد كاري نداشته باشد
اين يعني همدم
واقعا اين نشانه آدميت است
يعني اينطوري مي شود جامعه را اداره كرد ؟
هركسي به دنبال همدمي دمي بسازد گور پدر ديگران
نتيجه مي شود جامعه دمدمي و منفعل
ابتكارعمل از بين مي رود و عقبگرد فكري و فرهنگي جاي خود را به پيشرفت مي دهد
همه مردم بخصوص مديران بايد از ابتكارات و منتقدين استقبال كنند و از چاپلوسان تبري جويند
جامعه پويا جامعه است كه بر پايه ايمان، تلاش و خلاقيت استوار است
برچسب:
نویسنده: رضا جلالی